Cialand

[Querencia of Diamonds]
Cia Moon
Cia Moon Friday, 17 October 2025، 01:30 AM

به الماس‌ها

سلام بچه‌ها

امیدوارم سلامت و روبه‌راه باشین~

 

بابت غیبت طولانیم -و اگر احیاناً کسی رو نگران کردم- عذر می‌خوام.

 

ادامۀ مطلب یه توضیحاتی دادم درمورد ادامۀ کار سیالند. اگر بخوام برای کسایی که حال خوندن ندارن خلاصه‌ش کنم:

من برای یه مدت نامعلومی نیستم و فعالیت اینجا تقریباً متوقف می‌شه.

 

 

های... .

خب، احساس می‌کنم اول از همه باید یه توضیحی برای طولانی بودن غیبتم بدم.

راستش داشتم سعی می‌کردم از تصمیمات تکانشی و احساسی درمورد اینجا جلوگیری کنم. صادقانه و رک و راست بخوام بگم، مدتی می‌شد که وبلاگ دیگه مثل قبل نبود برام. نمی‌دونم مشکل چیه؛ چون واقعیت اینه که نمی‌تونم بگم چیزی توی خود اینجا تغییر کرده. ولی به دلایل ظاهراً نامعلوم، دیگه حس قبل رو برام نداشت. اون... ذوق و شوقی که توی این دو سال باعث می‌شد بیام اینجا، دست‌کم هر چند روز یه بار کامنت‌ها رو جواب بدم و پست‌های جدید -حتی بی‌ربط به فیکشن- بذارم، از سینه‌م پر کشیده‌بود و یه‌جور حس اضطراب و ناامنی جاش رو پر می‌کرد.

نمی‌خواستم به‌خاطر اون احساسات یهو بزنم کلاً اینجا رو از صحنۀ روزگار محو کنم. تصمیمات تکانشی اینطوری کم نگرفتم... برای همین هم کلاً یه مدت ول کردم. نزدیک نشدم تا وقتی اون احساسات یه‌کم فروکش کنه و بتونم منطقی‌تر و عقلانی‌تر بهش فکر کنم و یه راه حل -ترجیحاً به جز نابود کردن کامل همه چیز- پیدا کنم.

و خب... هنوز هم نمی‌تونم با اطمینان درباره‌ش حرف بزنم. نمی‌تونم بگم یه سری موضوعات و اتفاقات کلی درمورد خود این جمعیت "فیکشن‌خون و فیکشن‌نویس" هم توش دخیل نبوده... ولی اون بحث اینجا و این زمان نیست (شاید حتی هیچ‌جا و هیچ زمان باشه!) ولی فکر می‌کنم خودم با کارهام باعث شدم معنی و حس "نوشتن" برام تغییر کنه. و حالا می‌خوام دوباره به حالت عادی برش گردونم. می‌خوام به نقطه‌ای برگردم که به جای اینکه از نوشتن بترسم، به‌خاطرش مضطرب و عصبی شم و فکر کنم که مسئولیت و وظیفمه، دوباره ازش لذت ببرم؛ به‌خاطر اینکه "می‌خوام" و "دوست دارم" بنویسم، نه چون "قول دادم"، "بقیه منتظرن"، "باید به آپ برسم".

از دار دنیا، این تنها چیزیه که برای دل خودم برام مونده. می‌خوام پسش بگیرم.

پس با کمال عشق و احترامی که براتون قائلم -و می‌دونم گاهی ابداً توی ابراز و اثباتش خوب نیستم- از نظر احساسی و روانی نیاز دارم مدتی از سیالند دور بمونم. نه که رهاش کنم... فقط نگرانش نباشم.

 

این برای این نیست که ننویسم. صرفاً برای اینه که بار "وظیفه" بودنش رو از روی دوش خودم بردارم. نمی‌خوام نوشتن وظیفه‌م باشه، نمی‌خوام مسئولیتم باشه. می‌خوام علاقه‌م باشه، با عشق و از روی عشق انجامش بدم. از اینکه این اواخر، دیدن یه سری چیزها توی این فندوم‌ها و کلاً جامعۀ فن‌فیکشن باعث شده دیدگاهم عوض بشه بیزارم. می‌خوام فاصله بگیرم تا وقتی بتونم بپذیرمش، باهاش کنار بیام و تنفرم نسبت به اون موضوعات که برام ناخوشایندن از بین بره. می‌خوام توی این مدت برای خودم و با عشق بنویسم. و هر چیزی که توی این تایم بنویسم رو باهاتون به اشتراک می‌ذارم. اما اینجا نخواهم‌بود. متأسفانه فعالیت قراره یه‌کم حالت ربات‌گونه و خشک پیدا کنه. ولی می‌خوام فعلاً بهش رضایت بدم تا بعداً بتونم دوباره با اون انرژی و عشقی که قبلاً داشتم برگردم.

اگر این فضا قراره آزرده‌خاطر و دلزده‌تون کنه پیشاپیش عذر می‌خوام. اما قسم می‌خورم برای اینه که می‌خوام سعی کنم در آینده درستش کنم :(

 

یه سری توی چت‌روم گفته‌بودین نگرانم‌این... عذر می‌خوام که این حس رو بهتون دادم.

نمی‌دونم این بهترش می‌کنه یا نه؛ ولی باید بگم توی این مدتی که نبودم، داشتم سعی می‌کردم بیشتر به کارهایی که دوست دارم بپردازم. حتی تفریحات کوچولو و جدید پیدا کردم. بیشتر با آدم‌ها، کمتر با گوشی وقت گذروندم و بیشتر بیرون رفتم. پولم رو بی عذاب وجدان -خیلی خب، دروغ نمی‌گم، با کمیییییی عذاب وجدان- خرج خودم و چیزهایی کردم که خوشحالم می‌کنن. واقعاً سعی کردم بهتر شم. قبول دارم که یه سری از کارها بیشتر جنبۀ "فرار کردن از مشکل" داشته، ولی یه سری تأثیرات مثبتی هم روم گذاشتن که در کل ازشون راضی‌ام.

می‌خوام این روند رو ادامه بدم تا وقتی برمی‌گردم، یه سیا باشم که حسابی به Best of Herself نزدیک شده :) *آهنگ Best of Me بنگتن را پلی می‌کند*

 

بگذریم. درمورد کارهایی که این مدت منتظرشون بودین:

هیولای متل مارگاریتا به پایان رسیده و فیکشن فول آپلود می‌شه.

تیک د تاک رو هم برمی‌دارم و وقتی فول شد هر دو فصلش رو با هم می‌ذارم. و اینکه... این سه چهار پارت آخر، اصلاً ازش راضی نبودم. راستش رو بگم فقط دقیقۀ نودی، به قصد اینکه "به تایم آپ برسم" می‌نوشتم و داستان توی اون مسیری که می‌خواستم نبود و کج و کوله حرکت می‌کرد. لطفاً این چند پارت آخر رو فراموش کنین T^T تا تغییرشون بدم، اونطور که دوست دارم و باب میلمه و کیفیتش به استانداردهام می‌خوره برش گردونم و با یه نوشتۀ بهتر و باکیفیت‌تر برگردم پیشتون.

کلاً این مدت خبری از پارتی نیست. هر چی رو فول کردم می‌ذارم.

 

باز هم برای اینکه این مدت اینجا روی هوا بود -و تا یه مدت قراره کمابیش روی آب باشه- عذر می‌خوام. قول می‌دم سعی کنم درستش کنم.

ببخشید که ترسوندم یا نگرانتون کردم.

دوستتون دارم؛ ولی به‌خاطر خودم باید یه مدت از این فضا فاصله بگیرم.

وقتی برگردم، کامنت‌ها رو همه با هم تأیید می‌زنم.

لطفاً مراقب خودتون باشین. و توی هیچ چیز، مخصوصاً چیزهایی که دوست دارین و از علاقه‌هاتونه، به خودتون سخت نگیرین. نمی‌خوام به حال و روز الان من بیفتین. امیدوارم به‌عنوان یه آدم بهتر و گرم‌تر و دوستانه‌تر برگردم پیشتون.

 

با عشق، سیا ~

هایتا هایتا سوی کویینی Stardust✨ Stardust✨ Stardust✨ Purple ARMY لوپی Stardust✨ Stardust✨ 𝐘𝐎𝐎𝐍𝐀 هایتا Purple ARMY
🌊آخرین کامنت‌ها :
این پایین ۱۳ کامنت هست💬
  • هایتا
    24 January 26، 17:02
    هایتا

    جایزه که شما هستی

    ما هم حتما هرکدوممون یه کشورو نجات دادیم که الان با سیا شی آشناییم⁦⁦╰⁠(⁠⸝⁠⸝⁠⸝⁠´⁠꒳⁠`⁠⸝⁠⸝⁠⸝⁠)⁠╯⁩

     

    امیدوارم‌که همه همه مون همیشه شاد باشیم و از قلب و چشمامون قلب و اکلیل بپاشه بیرون⁦┌⁠|⁠o⁠^⁠▽⁠^⁠o⁠|⁠┘⁠♪⁩

     

    بله که کم بالایی 

    خاک پای شما سرمه چشم ماست

    (از کجا اینا رو یادم گرفتم و الان یادمه خدا میدونه)

     

    تا باشه از این لو رفتنا😭✨

    وقتی منم دیدم نصفه شب پیام کامبک گذاشتی زوزه کشیدم از خوشحالی💆🏻‍♀️

     

    متاسفانه بنده هم به اندازه 🐔 هیچی از سایت سر در نمیارم!!

    (چرا ایموجی مرغ نداریم؟

    #تبعیض)

     

     

  • Cia Moon
    26 January 26، 23:01
    Cia Moon
    قدرت لاس دیگه خیلی داره بالا می‌ره؛ داریم وارد مسابقات بین‌الملل می‌شیم😎😎🏆🏅

    اوخودا فدات شم من خب مهربون~☹️💙✨️
    آره، به قول یکی «خوشحالی و اینترنت مثل هم‌ان: تو داشته‌باشی بقیه نداشته‌باشن فایده و ارزشی نداره»🫠💔

    وای این‌ها رو می‌شه یادداشت کنم یه کار دیگه مثل Out of Time اگه بود توش استفاده کنم؟ =)
    (هر جا یاد گرفتی به منم بگو توروخدا)

    والا انقدر این اواخر درمورد هر کاری که می‌کنم و تصمیمی که می‌گیرم شک دارم، حتی توی کوچکترین چیزها، که نمی‌فهمیدم برگشتن توی این اوضاع درسته، غلطه، خنثیه چیه! دیگه فقط دلو زدم به دریا...🥲🥲

    منم هایتا، منم
    (تبعیض خیلی زیاده تو اموجیا! من انار می‌خوام!😤)
  • هایتا
    21 January 26، 00:47
    هایتا

    ببینین کی برگشتههههه

    من شب داشتم یکی از فیک ها رو دانلود میکرد چشمم خورد تو کامنتا دیدم پروفت عوض شده ولی خیال کردم قبلا این شکلی بوده نمیدونستم برگشتیییییی

    الان دیدم واسه این پست ۴ تا کامنت اومده کرک و پرم ریخت 

    خیلی خوشحالم کردی میا رجینااا

     

    حالا حالا همه بلند شن از سر جاشونننن 

    همه بیاین وسطططط

    *بلند کردن اسپیکر و شروع به قر دادن 

    هر کی نیاد وسط من میدونم و اون و شلنگ دستشویی و کمربند شلوارم👺

  • Cia Moon
    21 January 26، 01:32
    Cia Moon
    منننننننننننن *خودمو لوس کنم بذارم بالا طاقچه، الکی مثلاً تا الان کم بالا بودم U_U*
    ای بابا، خودم با این پروفایله کار خودمو خراب کردم، پیش همه‌تون از قبل لو رفتم قشنگ =)
    باید قیافه خودمو این پشت ببینین چه ذوقی دارم که برگشتم T^T به خر تیتاب بدی چطور می‌شه؛ الان همونطوری‌ام!

    نینای نانای U^U
    کاش بلد بودم مثل هیونگ که توی فضایی‌ها بارون چیمی و کویا و... درست می‌کرد منم یه پارتی طور راه بندازم :(
  • سوی کویینی
    20 January 26، 23:32
    سوی کویینی

    عههههههه

    سلاااااااااااام

    کویینی منم دیدم پروفایل‌تو عوض کردی ولی فکر کردم هنوز آماده برگشت نیستی

    واقعا دوباره میای؟ TT

  • Cia Moon
    21 January 26، 00:13
    Cia Moon
    سلام سوووووو چطوری بچههه؟ :))
    خوبی، خوشی، سلامتی انشالا؟ ^^
    همون موقع که داشتم این عکس رو انتخاب می‌کردم می‌دونستم گاو پیشونی سفیده، هر کی وبلاگو باز کنه بلافاصله می‌خوره تو چشمش =)
    بل-بله ^^ دارم پست برگشت آماده می‌کنم U^U
  • Stardust✨
    20 January 26، 17:15
    Stardust✨

    چقدر پروفایل جدیدت خوشگله 

  • Cia Moon
    21 January 26، 00:35
    Cia Moon
    فدای تو، چشمات قشنگه :)
  • Stardust✨
    20 January 26، 17:13
    Stardust✨

    باورم نمیشه جوابمو دادییی 😭😭😭😭⁦༎ຶ⁠‿⁠༎ຶ⁩⁦༎ຶ⁠‿⁠༎ຶ⁩

    خدای من خیلیی خوشحال شدممم سمیپیمپیمیپیمیپیمیموی

    خدا نکنه:>

    وای کلی اتفاق افتاده ولی الان که جوابمو دادی جدی خوبم 

    بیا سراغمون ما دلتنگیم و خوشحالمون میکنیی ینیپیمیپیمپیپی

     

  • Cia Moon
    21 January 26، 00:35
    Cia Moon
    آره دیگه، گفتم مچمو گرفتی U^U
    نینینینینی منم خیلی خوشحالممممممم T~T

    واقعاً می‌بینی چقدر اتفاق افتاده؟ =)
    اصلاً نمی‌دونم از کجا بگم... نمی‌دونم چطوری بگم، یا کلاً نگم!
    بیا بغل روحی پیش از بازگشت ~(T*T~)
  • Stardust✨
    20 January 26، 11:00
    Stardust✨

    اهایی؟

    اونی دیدم پروفایلتو عوض کردی 

    هنوزم نمیای حتی یه کوچولو حرف بزنیم؟😭🥲

    امیدوارم حالت خوب باشه عزیز دلم

  • Cia Moon
    20 January 26، 12:12
    Cia Moon
    عه وا :) مچمو گرفتی ^^
    چطوری نینی؟ خوبی قربونت برم؟
    چرا چرا، دارم این پشت مشت‌ها رو یه کم سر و سامون می‌دم که بیام سراغتون :)
  • Purple ARMY
    26 December 25، 20:14
    Purple ARMY

    سیاااااا>-<

    دلم برات تنگ شده نامردددددد

    خیلی صبر کردمااااااا

    بیا دیگهههه>﹏<

    ولی نیومدنت حتی یه ذره هم باعث نشده دوست داشتنم نسبت بهت کمتر بشه

    بوس بهت!^-^

    بایییییییی

  • Cia Moon
    21 January 26، 01:33
    Cia Moon
    جان سیا بنفشکککککککک؟؟ T~T
    منم :( قول میدم نامردیامو جبران کنم *گریه*
    فداتون بشم من :(
    به خدا شماهایی که هیچوقت همو از نزدیک ندیدیم از یه سری آدم‌هایی که فیزیکی توی زندگیم حضور داشتم برام امن‌تر بودید و هستید :)
    بعضی وقتا واقعاً می‌مونم چه کار خوبی باید کرده باشم که نتیجه‌ش آشنایی با شماها بوده T~T
    ماچ به لپت با بغل روحی گندههههههههه 3> ~(T^T~)
  • لوپی
    13 November 25، 08:27
    لوپی

    برای بار صدم لعنت به این مدرسه و درس که بعد از حداقل دوماه تازه تونستم اینجارو چک کنم...

    کویینی عزیزم که همیشه دوستت خواهم داشت، کاملا درکت میکنم:)

    امیدوارم بتونی اون بهترین خودت رو( الان هم بهترینی نازنازی💘) پیدا کنی، زمان اش اصلا مهم نیست حتی اگر دوسال طول بکشه ؛ مهم اینه کویینی عزیز ما حالش خوب باشه!

    مراقب خودت باش نازنازی، دوستت دارم =)

  • Cia Moon
    21 January 26، 01:34
    Cia Moon
    هعی، این مدرسه و درس که ما رو رها نمیکنه هیچ وقت U_U
    کویینی فدای تو :(
    یا خدا دو سال؟ بهم رو ندین ممکنه روی یونگی رو کم کنم ها U^U
    مرسی قربونت برم، منم دوستتون دارم :)
    تو هم مراقب خودت باش، امیدوارم وقتی برمیگردم همه کنار هم بهترین خودمون باشیم ^^ 3>
  • Stardust✨
    19 October 25، 19:56
    Stardust✨

    فدای سرت ،خوشحال شدم  شنیدم به خودت اختصاص دادی این تایمو،بهت افتخار میکنم ،همیشه خوشحالی باشی•~•

  • Cia Moon
    21 January 26، 01:34
    Cia Moon
    فدای تو بچه :)
    امیدوارم توی این مدت شما هم حسابی با خودتون وقت گذرونده باشین... واقعاً لازمه و حال آدمو بهتر میکنه :)
    موچ بهت 3>
  • Stardust✨
    19 October 25، 19:54
    Stardust✨

    سلاااممممممممممممم اونیی😭😭😭🥲🤧ای خداا خو شاومدی.

    درکتت مبکنمم بابا توام زندگی داری و هرجور که راحتی ولی واقعا از جملات اول ترسیدم ..میدونی اوکیه هرچقدر که خواستی فاصله بگیر اگه کمکت میکنه،اگه کمکی از ما برمیاد حتما بگو،من همیشه بهت گوش میکنم و منتظرتم،نه بابا کی گفته وظیفته،تو هرچی بخوایو مینویسی که دوسوشن داری و ماهم دوستشون داریم و مبخونیمشون و ازت حمایت میکنیم اونی،بازم یاداوری میکنم من عاشق قلمتم و ایده های قشنگت ،لازم نیست ادما همیشه خوشحال باشن یا همیهش کاری که بهوشن ارام شمیده و دوسش دارن رو انجام بدن بعضی وقتا ادم دیگه خسته میهش و نیاز به ریکاوری داره اصلا، ولی لطفا مارو ول نکن،مرسی🥲

     

  • Cia Moon
    21 January 26، 01:34
    Cia Moon
    هایییییییییییییی :))))) های بعد از مدت هاااااااا
    منی که یادم نمیاد جملات اول چی بود و باید برم یه نگاه بندازم ببینم چی گفتم-
    قربونتون برم من آخه همیشه انقدر مهربون و به فکر منین :(
    معلومه که ول نمیکنمممممم نههههههه *اموجی جیغ، اونی که کبود شده داره میمیره...*
    من غلط بکنم =)
    آره واقعاً... اصلاً یه سری موقعیت‌ها هست، نه تنها کاری که دوست داری حالت رو بهتر نمیکنه، اگه بخوای به زور انجامش بدی فقط از اون کار هم بدت میاد... نمیتونستم ریسک کنم از نوشتن بدم میاد.. میمردم، واقعاً میمردم :))
    امیدوارم برگشتم بتونم همۀ اینا رو جبران کنم براتون قشنگای من
    راستی، مرسی که من نبودم، دست در دست سورن و یونا و بقیه اینجا رو زنده نگه داشتی :)) 3> *بغل روحی ویژه استارداست*
  • 𝐘𝐎𝐎𝐍𝐀
    19 October 25، 15:18
    𝐘𝐎𝐎𝐍𝐀

    اونییییی سلام به روی ماهت✨
    الهی بگردم...هیچ اشکالی نداره!بهش نیاز داشتی و خوشحالم که میبینم بلاخره یه کار خوب برای خودت انجام دادی*ایستاده تشویق کردن
    فداسرتتتت دورت بگردممممم چیزی نیست که😭😭
    تصمیم خوبی گرفتی آفنر بر تو;)
    ماها تا روزی که تو دوباره بیای صبر میکنیم و منتظرت میمونیم🎀✨
    امیدوارم دوباره به اون "عشق نوشتن" برسی💋
    فایتینگ اونیییییییییی💜✨
    بوراهه خیلی زیاددددددد>_<
    لاو یور سلفففففففف^_^

  • Cia Moon
    21 January 26، 01:33
    Cia Moon
    موچ به روی ماهت، جان اونی ^^ 3>
    مرسی مرسی، عرررررررررررررررررررررررررررررر از اینجا تا در هایب T~T
    من فدای یک به یکتون بشم به خدا :(
    فایتینگ بکککککک
    امیدوارم وقتی اینا رو تایید می‌زنم و برمی‌گردیم همگی عالی باشیم :) 3>
    پرپل یو، لاو یورسلف و *بغل روحییییییییی* ~(^-^~)
  • هایتا
    18 October 25، 21:05
    هایتا

    سلام..حالت چطوره؟

    خب با دیدن متنت اولین چیزی که به ذهنم اومد این بود که همه بعد از یه مدت،از یه چیزی دلزده میشن و این اصلا غیرطبیعی نیست و نباید ازش فرار کرد...به خودت استراحت بده عسلی و دوباره خود جدیدت رو بساز و مطمئن باش که همیشه بهترین هستی.

    این مرحله توی زندگی هرکسی-از جمله خودم- پیش اومده و با آسون گرفتن به خودت،همه چیز حل میشه

    منم از بچگی عاشق خوندن زبان های خارجی بودم..ولی یه مدت انگار با خودم افتاده بودم توی رقابت و دیگه حس لذت برام نداشت و فقط واسم تبدیل شده بود به چیزی که باید تمرین میکردم تا همه چیز رو بلد باشم و موقع خوندنش،تنها چیزی که حس میکردم استرس و عذاب وجدان به خاطر نداشتن تمرین های چندساعته بود..برای همین کنار گذاشتمش و بعد از یه سال،دوباره اون عشق بهم برگشت و دیگه اون کار رو نه به عنوان "وظیفه"،بلکه یه استراحت توی تایم روزم میبینمش و باور کن الان حس بهتری داره⁦:⁠^⁠)⁩

    اینارو تعریف کردم تا حس سبک شدن داشته باشی..فقط خودت رو رها کن و لذت ببر ..مگه چند بار قراره زندگی کنیم که بخوایم اینقدر به خودمون سخت بگیریم؟⁦;⁠)⁩

    همه ما همیشه منتظرت میمونم و حتی اگر دیگه نتونستیم با هم صحبت کنیم،از دور بهت عشق میدیم و از خدا میخوایم که بهترین ها رو برات رقم بزنه..

    امیدوارم توی این مسیری که داری شروعش میکنی،بهترین تغییر زندگیت باشه میا رجینا

    با عشق-هایتا

  • Cia Moon
    21 January 26، 01:33
    Cia Moon
    سلام نانا :) خوبم ممنون، تو چطوری؟
    قربونت برم من :( جایزۀ کدوم کار خوبم توی زندگی قبلیمین که همه‌تون انقدر مهربون و بادرکین آخه؟؟!
    آره، قسمت سختش همون «آسون گرفتن به خودم»ـه متأسفانه :))
    می‌فهمم :(( خیلی عذابه، وقتی چیزی که دوست داری دیگه چیزی که «دوست داری» نیست، میشه یه راه برای سنجیدن همه چیزت... تغییر میکنه...

    واقعاً این رو راست گفتی :) همین یه دونه زندگی رو داریم.. همینو هم به‌خاطر یه سری چیزهای واقعاً الکی که می‌تونن خیلی راحت‌تر بگذرن، الکی به دهن خودمون زهر می‌کنیم *قلب شیکسته*
    همون بهترینی که میگی رو خدا بهم داده، شماها رو بهم داده :)
    خیلی دوستتون دارم، عرررررر T^T
    خیلی مراقب خودت باش گوگولی :)
    امیدوارم با حال خوب و کلی حرف برای گفتن برگردیم پیش هم
    با عشق، سیا~
  • Purple ARMY
    17 October 25، 13:07
    Purple ARMY

    واو...

    انتظارش رو نداشتم

    ولی خب قصد ندارم که بگم کاری که میکنی اشتباهه و اشتباه هم نیست!

    فکر کنم یه جورایی میفهممت

    پس درکت میکنم و منتظرت میمونم 

    فقط ازت ممنونم که سیالند رو از صفحه روزگار حذف نکردی

    اینجا یه جورایی بهشت آبی منه ^^

    خب دیگه...

    بوس بای!

  • Cia Moon
    21 January 26، 01:33
    Cia Moon
    آره...
    راستش خودم هم بااینکه این همه گذشته بعضی وقتا بهش فکر می‌کنم پشمام فر می‌خوره که جدی جدی این کارو انجام دادم =)
    دیگه تعجب شما قابل درکه...
    وای.. دقیقاً از اون فکرهای خیلییی احساسی و خیلی تکانشی بود =)
    از اون‌ها که الان می‌دونم اگر بهش عمل کرده‌بودم شاید اون روز و هفته‌های اول یه کم سبک می‌شدم، ولی انقدر که می‌گذشت مثل سگگگگگگ پشیمون می‌شدم و دوباره در به در می‌افتادم دنبال کارهای برگردوندن همه چیز =)

    موچ بهت بچه، خیلی مراقب خودت باش ^^ 3>
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Made By Farhan