به به، به بههههههه ببینین کی برگشته با یه کامنت پر و پیمون عررررررررر :>>>
وای راستش بعد از تمام کردن و پست کردن فایل یکم از یه تیکههای سخن پایانی پشیمون شدم. امیدوارم فکر نکردهباشین که اذیتم کرده کامنتا و اینا برای نوشتنش.. واقعاً ذوق میکردن وقتی میدیدم چند نفر منتظر یه نوشته از طرف منن :> ذوق قشنگ، از اون پروانهطورها!
ولی خب من از اون آدمام که تقریباً برای همه چیز دچار اضطراب میشم. و متأسفانه از اون دسته که اولین واکنششون به یه مشکل فرار کردن ازشه!
و خب، تو تایم نوشتن ارور هر دوی اینها با هم ترکیب شدهبود و داشتم روانی میشدم. خوشحالم که از اون چرخه دراومدم، و خوشحالم که ارور رو دوست داشتم و دوست داشتین ^^ 3>
قربونت برم من بچهههههه *بغل روحی محکم که بین دستام له و لورده شی!*
اوهوم، اولش اصلاً همچین قصدی نداشتم، ولی بعد از اینکه اریس رو آوردم تو داستان، یجورایی خودبهخود تبدیل به کارکتری شد که براش دل بسوزونم :>>>
اوهومممم.. $!ERR یه ترکیب از جنگی که راه انداخت و اروری که به وجود آورد :>
وای واقعاً دلم نمیاومد غیر از این باشه، در حق کاپلهای گوگولیمون اجحاف میشد...
وای اگه دوستپسرم (اگر وجود داشتهباشه!) مثل یونگی تو اوج چرخ و فلک ازم خواستگاری نکنه چی؟؟؟ T~T
واییییییییییی دقیقاً حرف دل منو به پارتنر آیندۀ خودم زدی U_U
نیا لطفاً دوست عزیز! اگه این نیستی، نیمیقام!
ببیییییننننننننن =>>>
اصلاً از روزی که این فنآرتو دیدم میدونستم باید یه چیز با تم ناتتودی بنویسم :>>> نصیب ارور شد!
و من هر چقدر بگم برای نامجون این فنآرت و کلاً این ارا میمیرم کم گفتمممممممم!!
کلاً این کانسپت که هر هفت نفرشون تو فیک با هم دوست و صمیمی باشن>>>>>>>>>>>>>> *از اینجا تا دم در هایب*
آخ گفتی. آخخخخخ گفتییییی T^T
مثلاً میخوای بیخیال همه چی شی و بعد این آهنگ پخش میشه و اینطوریای که: «لعنت بهش! شده رو زمین میخزم، ولی میرم جلو!»
قربونت تو نینی :>
مرسی که مثل همیشه حمایت میکنی!! 3>
خیلی باارزشه، و واقعاً واقعاً واقعاً نمیتونم تو جواب کامنتا براتون بگنجونم که چقدر توی زندگی تأثیر دارین! (داشتم فکر میکردم شاید یه نامه فسقلی درمورد حسی که دارم براتون بنویسم :>>)
خیلی دوستت دارم، همهتون رو دوست دارم
فایتینگ بککککک 3> ~(^-^~)