Cialand

[Querencia of Diamonds]
Out of Time Cia Moon
Cia Moon Friday, 27 December 2024، 10:22 PM

Out of Time

 

نویسنده: Querencia
 

کاپل: ویکوک × هوپگی
 

ژانر: عاشقانه × تناسخ × سفردرزمان × فانتزی × فلاف × کمدی
 

هشدار: ---
 

محدودیت سنی: 18+

 

 

 

Playlist

<Fatal Trouble>

 

 

⏱️خلاصه⏱️

 

وقتی مین یونگی، فرشتۀ نجات جانگکوک که سال‌ها بود انتظار مرگ اون پسر رو می‌کشید، اشتباهی لیوان قهوه رو روی سیستم تناسخ خالی کرد، روح مرد جوان به زندگی اشتباهی فرستاده‌شد. حالا جئون جانگکوک که هنوز زندگی خودش به‌عنوان یک اشراف‌زاده در دوران چوسان رو به یاد داره، باید در دنیای مدرن تکنولوژی، درحالی که از شوخی‌های دستی دوستش کیم تهیونگ به ستوه اومده انتظار مرگ دومش رو بکشه.

و فرشتۀ نجاتش -که بعد از اون سانحه، مرخصی با حقوقش تبدیل به مرخصی اجباری و دائم بدون حقوق شده- باید در دنیاها و زمان‌های مختلف دنبال اون روح بیچاره بگرده و اون رو به دنیای اصلیش برگردونه. البته اگر جانگ هوسوک، روح سرگردانی که روبیک زمان رو از یونگی دزدیده تا زندگی‌ای که در اون پولدارترینه رو پیدا کنه، بهش این اجازه رو بده!

 

🕧DOWNLOAD🕕

 

هایتا هایتا هایتا هایتا 몰리 Stardust✨ kim bora Snowman Hanni Stardust✨ عمه ی ساداتتتتتت بی قرارهههههههههه سوی کویینی Snowman Kim bora(خیار🥒)
🌊آخرین کامنت‌ها :
Tags :
این پایین ۱۴ کامنت هست💬
  • هایتا
    24 January 26، 16:36
    هایتا

    شما هم همینطوررررر

    من که از اول چیزی نداشتم و الانم شاد و خندانم

    (هیچ قسمت از سریالای جدیدم نیومده داره فشار میخورم)

     

     

    تازه چه بوی فرندی هم بشه🥸🤣

    اگر من جای جیمین بودم هزار بار تا حالا خودم رو از ساختمون پرت کرده بودم پایین..موندم چطور جیمین فقط با پرتاب عینک خودش رو آروم میکنه💆🏻‍♀️

     

    بله بله 

    قال هایتا آیه ۳۵ 

    (یادم نیست دقیق😭🤣..همین فیکشن نبود مگه؟وقتی هوسوک فهمید میتونه تو دنیای روح هم پولدار باشه و موقع لباس عوض کردن یونگی داشت میگفت پشتم جای ساین شماست)

     

     

    وای شت این چی بود🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    (اضلا بدبخت نمیتونه راه بره همش خوابیده باور کن)

     

     

    (وای شوخی میکنییییییییی چقدر کیوت و نمکیییی😭😭😭😭😭

    نه باباااا کی گفته فقط با دونستن یه خط ازش قلبم از چیزی که قراره بخونم آب شدهههه؟😭😭😭)

     

     

    هعی..🥲🥲🥲

     

    پ.ن:دقیقا سیا شی دقیقا🙆🏻‍♀️

  • Cia Moon
    26 January 26، 23:13
    Cia Moon
    فکر کنم منم الان بی‌حس شدم دیگه؟🙂🙂
    نمی‌دونم... احتمالاً الان بیشتر مغزم روی امتحانات تمرکز کرده نمی‌تونم به بدبختی‌های عمیق‌ترم فکر کنم🤔🤦🏻‍♂️

    احتمالاً منطق جیمین این بوده که «چرا خودمو بکشم وقتی می‌تونم مسبب اعصاب‌خردیمو بکشم؟»😂😂

    وای خاک عالم همین بود؟ آلزایمرم دیگه جدی جدی خیلی وخیم شده😧😨 این فیک هم مال خیلی وقت پیشه در این حد جزئیاتش یادم نیست، بذار ببینم🤦🏻‍♂️
    وای شت راست می‌گیییییییی😃😃  "ای بزرگوار! لطفاً پشت تیشرتمو با کف کفشتون امضا کنین" هوسوک به یونگی می‌گفتتتتت😭😭😭

    این سم با درجه حرارت بالا بودددد🤣🤣
    (خوابیده باشه بیشتر دردش نمی‌گیر-؟)

    اوهوم... و یک جیمین بسیااااررررر خر و گوگول مَنگولی داره🥺🥺🐈
    یونگیش هم یه مقداری Badass تشریف داره که عاشقشمممممم🐈‍⬛😎😭
    (وای هوس کردم برم سراغش ولی نه تنها امتحان دارم، باید اول یه فیکشن دیگه رو تمام کنمممممم🥲🥲)
  • هایتا
    22 January 26، 16:16
    هایتا

    بله بلههه 

    من خوبممم مرسی شما چطوری سیا شی

    مثل اینکه اینترنت بین الملل حالا حالا ها وصل نمیشه⁦(⁠T⁠T⁠)⁩

     

    واقعا منم همینطور عاشق تهیونگ اینجا شدم🤣🤣🤣خیلی رک و راسته حقیقتا یکی از این دوستا میخوام💆🏻‍♀️🤣

     

    بعد از تموم شدنش فهمیدم بدبخت یونگی نبود بدبخت جیمین بود که رییس یونگی بود..⁦B⁠-⁠)⁩

     

    بابا بالای منبر که چیزی نیست کت ما جای ردپای کفش شماست

    (از تو فیکشن یاد گرفتم⁦:⁠-⁠D⁩)

     

    وای یکی زده درش(حلول روح تهیونگ در سیا شی)

    با این واقعا بلند خندیدم💀🤣

    فکر کن ته ته با اون چشمای گوگولیش بهت نگاه کنه و تو قبول نکنی

    والا اگه میگفت شب سفیده هم من باور میکنم⁦ᕙ⁠(⁠@⁠°⁠▽⁠°⁠@⁠)⁠ᕗ⁩

    اووو اوکی(تو دنیای گیم من نوب ترینم پس)

     

    آره دیدی میگن تصمیمای درست خیلی وقتا دردناکه

    *ایموجی سیگار 

     

     

    فک کن یونگی با اون سیس بلند شه بره بیمارستان بعد میگن مشکلت چیه مردی چی میخواد جواب بده:::))))

    (با روش راه رفتنش احتمالا میفهمن ولی خب)

     

    شاید مثل ته ته توی استرابانی گربه خیابونی باشهههه 

    (حقیقتا یکی از کیوت ترین کلیشه ها گربه بودن یونگی ئه که منم هیچ وقت ازش بیرون نمیکشم😭)

     

    چراااا باید پایان غمگین برای عاشقانه ها باشه آخه گناه دارنننن

    *گریه

     

     

    پ.ن:اره واقعا از این یکی مثل کینگ کارد خیلی خوشم اومددد

    مینینبمیمی تا باشه از این مهراااا⁦୧⁠(⁠ ⁠˵⁠ ⁠°⁠ ⁠~⁠ ⁠°⁠ ⁠˵⁠ ⁠)⁠୨

    *پریدن توی بغلت

  • Cia Moon
    24 January 26، 00:28
    Cia Moon
    خداروشکر شیرین عسل، هر روز بهتر از دیروز باشی💛😙
    آره... من که دیگه بی‌خیال شدم... دارم با نوتیفیکیشن نداشتن حال می‌کنم ^^ (دروغ گفتم، از کلی آدم خبر ندارم دارم روانی می‌شـ-)

    دانلود یکی از این دوست‌ها که بعد تبدیل به بویفرند بشـ- 😔🤭

    وای واقعاً :))) تازه، جیمین فقط رئیس یونگی نبود؛ رئیس یونگی و نامجون -و هزارتا فرشتۀ خرابکار دیگه مثل این دوتا- بود! =) بمیرم برای بچم😂😂

    خهعغفبرذدئوئدذرلاتهنمئودتن وای چه قوی و قشنگ بود؛ یادداشت شد✍️✍️
    (چه فیکشنی؟)

    اول روح من بود که یه‌کمش رو برای فیک به تهیونگ حلول دادم🙂‍↔️🙂‍↔️
    اوهوم؛ چشم گندۀ ناناز🥲🥲 چشم‌هاش خیلی خوشگله به خدا هلاک می‌شم برای مژه‌هاش😭
    شب‌های روشن، تهیونگ داستایفسکی😔
    منم منم

    اوهوم

    یونگی: هیچی، اومدم براتون جادوگری کنم: اولین اجرا اینطوریه که شما دست می‌کنین پشتم و از چیزی که از اونجا درمیارین شگفت‌زده می‌شین!
    (شتتتتتتت!!😂😂 اصلاً به اینکه چطوری می‌خواست با یه روببک توش راه بره فکر نکرده‌بودم الان که گفتی هلاک شدم از تصورش🤣🤣🤣🤣🤣)

    واااااییییییی (چون ذوق‌زده‌م بذار لو بدم: یه کار یونمین دارم برای آینده‌های دور به اسم CATGANG که توش گنگ گربه‌های خیابونی‌ان :))))))))

    چون بعضی عشق‌ها هر چه قدر قشنگ باشن نمی‌تونن به پایان خوب برسن🥲🥀⛓️

    پ.ن: خوشم میاد همه‌تون مثل خودمین و به هیچ چهارچوبی قانع نمی‌شین =)
    هیچ ژانری چلوی فیکشن خوندنتون رو نمی‌گیره😌😌💪
  • هایتا
    21 January 26، 01:56
    هایتا

    خب برای ابتدا که باید بلند شم و یه تشویق بزرگ‌ بکنم واقعا 

    خیلی جالب بود

    ایده هات محشرن دختر⁦༎ຶ⁠‿⁠༎ຶ⁩

    این دومین کامنتیه که درموردش میزارم ولی چون خیلی خوب بود نتونستم خودمو بگیرم و مجبور شدم این کامنت رو بدم

     

    اول اینکه ژانر این فیکشن یه جوریه که واقعا جذاب نوشتنش و جوری که بتونه ریدر رو تشنه برای پارت بعد نگه داره به نظرم واقعا سخته.من خودم تاحالا اینهمه فیکشن خوندم(ما هم یه ریشی سپید کردیم🕶️)واقعا به این باحالی ندیده بودم.خیلی جذاب و خوب بود

     

    حالا بقیه چیزا(خطر اسپویل)

     

    رابطه بین جونگ کوک شازده و تهیونگ عالیییی بود.خدا میدونه چقدررر باهاشون خندیدم و گریه کردم.هربار جونگکوک به تهیونگ یه سیلی میزد(صورت بچم کبود شد تو فیکشن🤣🤣🤣)من اینور از خنده غش میرفتم.تصورش واقعا سم و باحال بود.

    (اصلا کی گفته روی ماه خرگوش نیست؟خیلیم بچه‌ام درست میگه!⁦(⁠T⁠T⁠)⁩ )

    و اینکه‌چرا بچم جونگ کوک به خودش میگفت نوب سگ چون بلد نبود پی اس فایو بازی کنه درحالی که معنیشو نمیدونست🤣🤣🤣

    (حالا واقعا نوب یعنی چی منم نمیدونم)

     

     

    وقتی که جونگ کوک برگشت به زمان خودش و همه چیز رو از تهیونگ و خودش یادش بود و میفهمید‌ هیچ کاری نمیتونه بکنه قلبم واسش درد میگرفت.بعدشم که اون نامه ته ته و ترک کردنش و کار جونگکوک...حقیقتا یه خورده دور از انتظارم بود و خیلی باهاش گریه کردم

     

     جیمین و عینک هاش🤣🤣🤣🤣🤣

    نامجون و یونگی به تنهایی عینک شرکت ها رو میتونستن سولد اوت کنن.اعصاب و روان نموند واسش

    آخرشم که یونگی رو میخواست با روبیک چیز کنه اهم اهم...یهو منشیش اومد تو پشمای هر سه تاشون ریخته بود🤣🤣🤣

    توصیه هاش به جینی هم خیلی باحال بود🤣🤣🤣

     

    رابطه هوپگی که خیلی گوگولی بود و ناناز بودن نینی هام⁦(⁠๑⁠´⁠•⁠.̫⁠ ⁠•⁠ ⁠`⁠๑⁠)⁩

    کیوت ترین بخشش تناسخ یونگی به عنوان گربه و تناسخ هوبی به عنوان سنجاب(ببخشید اشتباه گفتم،بیل گیتس سنجاب ها منظورم بود⁦:⁠,⁠-⁠)⁩) بود.وقتی هوبی داشت یونگی رو ناز میکرد و یونگی خودش رو به دستش مالید قلبم اکلیلی شدددد بچه‌گربه آرمیا😭😭😭

     

    همینطور رابطه هوبی و نامی 

    واقعا کیوت بودن و وقتی که هوبی به سازمان برگشت و ازش تشکر کرد انگار قلب منم گرم شد.بچم خیلی خوشحال شده بود حتی منم میتونستم درکش کنم⁦ʕ⁠´⁠•⁠ ⁠ᴥ⁠•̥⁠`⁠ʔ⁩

     

    و خوشحال شدم که جونگ کوک برگشت به ته‌ته و تونستن با‌ هم باشن.

     

    پ.ن:این یکی واقعا تبدیل شد به تاپ لیست های فیکشن هام.خیلی ازش خوشم اومد 

    خسته نباشید خیلییییی بزرگ بهت

    راستی فکر کنم واقعا واقعنی داری برمیگردی سیا شی‌ و خیلیییی بابتش خوشحالمممم 

    *فرستادن قلب های بینهایت به سمتت

    دیگه‌ فکر‌کنم زیادی نوشتم

    *جمع کردن بار و بندیل 

  • Cia Moon
    21 January 26، 23:30
    Cia Moon
    ای بابا، بشینین لطفاً، نفرمایید... بنده جو بگیرم دیگه از منبر نمیام پایین U^U
    خواننده‌هام محشر بودن که به ایده‌هام سرایت کرد :) 3>
    راحت باش بابا بچه، هر چند تا عشقته بذار... از هر دری دلت می‌خواد بگو ^^

    باتشکر از برندۀ دور آخر گردونه و انتخابش که به نوشتن این فیک منجر شد =)
    (آره واقعاً توی اون مورد من نوبم و شماها ریش‌سپیدان سیالند :))

    وای فکر کن یارو لفظ قلم حرف می‌زنه و تا حالا به اشرافی‌ترین شکل ممکن باهاش برخورد شده، بعد تهیونگ توی اولین برخورد یکی زده درش =))))
    آره کوک قشنگ کبودش کرد وای T^T
    هر چیزی ته‌ته می‌گه درسته U^U
    والا من خودمم هیچی از این‌ها حالیم نیست =) ولی گیمرهای حرفه‌ای‌تر به تازه‌کارهایی که هنوز چیزی بلد نیستن و درست بازی نمی‌کنن می‌گن... فکر کنم؟

    آره واقعاً دردناک بود اون حالتش :) اگر فراموش می‌کرد کمتر اذیت می‌شد... ولی اون تصمیم دردناک درست رو انتخاب کرد :)
    به، پس سوپرایز شدی... یه امتیاز برای نویسنده U^U *اموجی ناخن*

    نامجون و یونگی تمام شرکت‌های ساخت عینک توی دنیای پس از مرگ رو به طور غیرمستقیم پولدار کردن =))))))
    وای که اگه منشیه نرسیده‌بود بعد باید یونگی رو می‌بردن بیمارستان با جراحی روبیکو از ماتحتش دربیارن =)

    هوسوک که بیل گیتس سنجاب‌ها بود، ولی سؤال پیش میاد که یونگی چیکارۀ پیشیا بود؟ U_U (مثلاً می‌تونست اون گربه خیابونیه توی گربه‌های اشرافی باشه :))
    کلیشه‌ی که امکان نداره هرگز توی فیک نوشتن ازش بکشم بیرون گربه بودن یونگیه :))))

    آره.. به‌عنوان کسی که پایان‌های غمگین رو برای عاشقانه‌ها ترجیح می‌ده، حتی خود منم این پایان تماماً خوش رو دوست داشتم ^^

    پ.ن: نیینینینینینینیننی باعث افتخارمهههههههه خوشحالم که تا این حد دوستش داشتیییی (T~T) *گریه کردن رنگین‌کمون و اکلیل*
    یسسسسس، دیگه برگشت قطعی شد و مهر هم خورد پاش U^U
    دیگه هستم در خدمتتون :)
    گرفتن قلب‌ها و محکم بغل کردنشون؛ بعد هم شلیک یه عالمه بوس پروازی به سمتت*
  • هایتا
    19 January 26، 20:30
    هایتا

    ببینین کی‌اینجاستتتتت

    سلاممممم میا رجینا 

    امروز ۲۹ دی ئه و هنوز اینترنت اینترنشنال وصل نشده)):

    ولی مثل اینکه اسم آلبوم جدید پسرا arirang ئه و کلی هم چیز از پسرا منتشر شده و لایو هفت نفره هم داشتیمممم که ازش جا موندیمممم😭😭😭

    خیلی خیلی دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم حالت خوب باشه

     

    شروع کردم این فیک رو بخونم و الان صفحه ۶۵ هستم و باید بگم اونقدر با این تیکه خندیدم که مجبور شدم وسط کاری بیام کامنت بزارم 

    وای دختر عجب مغزی داری بخدا⁦:⁠^⁠)⁩

    یعنی بخدا بخت یونگی رو با بخت من یکی کرده بودن از بس این بچه بدشانسه🤣🤣🤣

    فقط جونگکوک که اولین چیزی که از تهیونگ توی دنیای جدیدش دریافت کرد دو تا اسپنک ناقابل بود🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    اونجایی که رفت تو اتاق و دختره داشت لباس عوض میکرد یهو گفت:بسیار شرمسارم بانو از اینکه اینجا لباس عوض می کردید مطلع نبودم 

    و دختره هم اینجوری بود که چی داری تفت میدی مرتیکه😭🤣🤣🤣🤣🤣

     

     

    پ.ن:سیا شی فکر کنم وقتی برگردی با رگبار کامنت های من مواجه بشی پس اگه سرت شلوغ بود نزاریشون هم اوکیه فقط همینجوزی واسه خودت فرستادم❤️⁦^⁠_⁠^⁩⁦

     

  • Cia Moon
    21 January 26، 01:33
    Cia Moon
    خانوم خانومای سیالنددد اینجاستتتت :)))
    های هاییی، چطوریایی بچه؟ ^^
    آره، میبینی؟ :( هی امروز می‌گفتن وصله وصله، ولی من به هیچی نتونستم وصل شم :( خار دارم-
    ای واییییییی T^T حالا همین وسط بدبختی ما لابد کلی هم اسپویل و مومنت و همه چی دادن که ما از همه‌ش جا موندیم =)
    عشق منی تو بچه *اموجی بغض*

    منی که بدو بدو رفتم صفحه 65 رو پیدا کنم ببینم چی بود =) وای تهیونگ چقدر بی‌حیا بود اینجا، عاشقشم :)))
    از شما چه پنهون، موقع نوشتن بخت یونگی از روی مال خودم اصکی رفتم U_U
    وای راست میگیاااااااا :))))))) اولین‌ها هم که برای همیشه در ذهن ثبت می‌شن U^U
    مود دختره: مرتیکه برو بیرون، چی میگی برا خودت!!!

    پ.ن: هیش نشنوم دیگه از این چیزها U_U اتفاقاً دارم قشنگ و با دقت به همه چیز می‌رسم خدا بخواد یه کامبک با شکوه داشته‌باشم U^U
  • 몰리
    23 June 25، 03:50
    몰리

    ^^잘했어 내 친구

  • Cia Moon
    23 June 25، 13:16
    Cia Moon
    고마워 내 사랑 🫠

    پ.ن: و خوش اومدی عزیز😌💎✨️
  • Stardust✨
    21 June 25، 14:23
    Stardust✨

    خب من اینو چند ذوز پیش خوندمش بالاخره و کامنتا بسته بود الان مبگم.

    ببین این یکی از باحال ترین فیکایی بود که خوندم  ژتنر تناسخ زیادی کمیابه مخصوصا تلفیق با سفر در زمان و کمدی و هوپگی.ببثن خیلی گودی گودی بود خیلی دوس شداشتم.اونجا شکه هوسوکم تصمیم گرفت فرشته مجات تخیونگ باشه که همه جای زمان ها یمتفاوت توهر شرایطی کنار یونگی باشه و بعد شمشخص شد اگه دست تو زمان نمیبردن قررا بوده این اتفاق بیوفته،نیپزمزپزمزپخیلی خوب بود

    وای اونجاش که هوسوک گفت بازیکن بودن بهتر از تماشاچی بودنه😭😂😔 د🤌🏻

    دلم واسه همشون خیلی سوخت،

    هوسوک که تو کل زندگیان فقط وقتی سنجا ببود پولدار محسوب میشد تازه به احتساب واحد پول سنجابی..

    یونگیم که نزدیک بود ماتحتش جر بخوره نوسط جیمین هی کلی بدبختی کشید.

    نامجون بنده خدا هم شیش هفت تا سکته ناقص زد اون وسط مسطا...

    جیمینم که عزبزم مادر بیا این گلگاوزبونو بخور به اعصاب خودت مستطیل باش ،ده هزار تا عبنکو شکوند...😂😔

    جونگکوک بنده ی خدا هم که فرشته نجاتش تصمیم گرفته بود بره خوشبگذرونه تو زمانا و تا کلی سال های زندگی اخیر شهم اهمیتی نداده بود بهش..

    تهیونگم که جونگکوک پدرشو دراورد هی قش کرد  همه رو سکته داد.

     

    اره خلاصه که خیلی خوب بود بابت نوشتنش خسته نباشی بازم از این ژانرای خوب و کمیاب و از این هوپگیا بنویس 😭🥲

  • Cia Moon
    21 June 25، 17:16
    Cia Moon
    عه وا من می‌گفتم تو این پست جای یکی کمه، شما بودی😌🫵✨️
    ای جان، ترکیب خاصو مدیون برنده‌ایم قربانش شوم🫠🙌 دقیقا خود اسنومنم تو کامنتش گفته‌بود چون ترکیب سفر در زمان و تناسخ کمه اینو می‌خواد🙃 راستشو بگم هنوز مطمئن نیستم ترکیبی که اون تو ذهنش بود با ترکیبی که من نوشتم تو یه راستاست یا نه ولی خب😂😅😅😶

    راست گفت دیگه بنده خدا، مثلاً تو به‌عنوان تماشاچی فوتبال بیشتر حال می‌کنی یا اون بازیکنی که داره واسه خودش تو چمن می‌دوه و براش پولم می‌گیره تازه؟؟😔😔😔

    من تو این زندگیم هوسوکم متاسفانه🙇 *شاید فکر کنین این اموجی سجدست، ولی نیست. کمرش از بی‌پولی شکسته😪*

    من خیلی دوست داشتم یه رئیس مثل جیمین شم، ولی فکر کنم تهش یه کارمند مثل نامجون باشم🥲🥲🥲

    کوکی خیلی گناه‌داری بود بخدا😂🤣
    درسته تهیونگو سکته داد صد دور، ولی اونم با شوخی دستیاش جبران کرد بهرحال😔🙌✨️

    قربون توووووو، چشمات خسته نباشی بچه🫠🫶💜✨️
    بعلهههه ناخداااا😭🫡
  • kim bora
    21 May 25، 20:40
    kim bora

    خب خب خب سیا شی من برگشتمممممم

    اهم اولش بگم بنده هنوز همون خیارم ولی گشادیم شد اون بالا بنویسمش. گفتم که یه وقت فکر نکنی تناسخ پیدا کردم😂

    خب باید بگم که درواقع خارج از زمان رو تازه امروز خوندمممم. چرا؟ چون فایلشو که اونسری دانلود کردم رفت تو ایکلودم بعد کل ایکلودم با محتواهاش پرید و انقد عر زدم که نگو. و اره کلی طول کشید تا برش گردوندم و تو این مدت بسیار درگیر بودم نتونستم بیام اینجا و فیکای عزیز از دست رفته‌مو پس بگیرم تا جایی که دیگه محض رضای خدا ایکلودم درست شد💃🏻

    اول یچیزی بگم بعد میریم سراغ فیک قشنگ شوما^_^

    الان که داشتم ریپلایت به کامنت قبیلم رو میخوندم، سیا. باورت بشه یا نه همونجوری ذوق کردم که واسه پیامای دوست دخترم ذوق میکردم.:))))

    خب خب اوت عاف تایممممم

    جدی خیلی زیبا بود. یکی از قشنگترین کارات(همه ی کارات خدان قطعا ولی اسموتی و گلدن اربز و ابری با احتمال بارش عشق فیوریتامن که الان اینم اضافه شد)

    دقیقن همون طور که اسنومن خوش سلیقه گفت، بسیار بالانس بود سیا جون💅🏻 یعنی کمدی بودنش از هیجانی بودن قضیه کم نکرده بود و فوکوس روی کاپلا برابر بود

    هرچند من وقتی یه فیکیو مثلا به نیت ویکوک دان میکنم بعد هوپگی بیاد وسطش ناراحت میشم ولی شوما تاج سری و من بسیار راضی بودم

    و رابطه ی یونگی و جونگکوک خدا بوددد>>>>

    چه اون تایمی که دعوا داشتن چه بعدش که اوکی شدن باهم خیلی ناز بوددد

    والا حرفی نمیمونه دیگه همه چیو اسنومن عزیز گفت

    اسنومن شی تا باشه ازین درخواستیاااااااا

    خلاصه که اره دیگه سیای من طبق معمول همه چی عالی و بی نقص بود🩵

     

    یه چیز سکرت هم بگم سیااا؟:]

    جدی اگه تو و فیکشنات نبودین نمیدونستم چطور باید با افسردگی پس از کات کنار بیام 

    شاید ندونی ولی خیلی کمکم کردی:))))))

     

    خیلی حرف زدم ولی بازم میگم مثل همیشهههه واقعا بی نظیر بود مکان امن من:)

    بوس بوسسسسس💋

  • Cia Moon
    24 May 25، 18:22
    Cia Moon
    به بهههههههه خوش برگشتییییی
    بیاین ببینین کی اینجاسسسسسس😭😭🥒✨️
    دلتنگت بودیم خیار جان🫠 ما رو کاشتی کجا بری؟🥲

    وای نگوووووو😱😱
    من فوبیای پریدن فیکامو گرفتم. مخصوصا که لپتاپم وضعش بدخرابه -چند وقت پیشم یه جرقه‌ی ریزی زد وسط نوشتن این کار جدیده که سکته‌م داد و فقط سریع از چندتا از کارها کپی گرفتم که به چیز نرن🥶🥶
    واقعا عذابه اطلاعات و فایلات بپره🥲 تبریک میگم که برشون گردوندییی😭💪

    ای وای.. اون بادبزن من کو؟ چرا گرم شد یهو اینجا؟😔🪭

    اتفاقا فیوریتات شبیه مال خودمه =) خودمم به شدت خارج از زمان و ابری با احتمال بارش عشق رو دوست دارم🥲

    قربون تووووو قشنگممم😭🌱✨️
    ولی این یکی جدای از اینکه درخواستی بود که این کاپلو داشته‌باشه، بدون هوپگی اصن نمی‌شد😔😔 شما فکر کن هوسوک مکعبو ناقص نمی‌کرد، یونگی همون اول کاری کوکی رو پیدا می‌کرد داستان شروع نشده تموم می‌شد🥲😂

    یه فرشته‌ی نجات مثل یونگی میقام به خدا🥲😭😭😭

    مرسی برای کامنت قشنگ و حمایت پرانرژیت بچه🥹🫶🩵

    جون سیا؟
    ای وای :))
    متاسفم که مجبور شدی سختی بکشی.. و خوشحالم که نوشته‌هام کمک هرچند کوچیکی بوده برات تو اون دوره
    امیدوارم دیگه از این دردها نکشی🫠❤️‍🩹🫂

    نینینینیینینی اوکی من نمردم برای اون "مکان امن من" آخرش😭
    (دروغ می‌گم مثل هاپو، مردم☠️☠️)
    بغل روحییییی😁👻🫂✨️
  • Snowman
    20 March 25، 17:53
    Snowman

    سلام سیاشی^^❤️
    بعد از فیک "ابری با احتمال بارش عشق" هیچوقت فکر نمی‌کردم بازم با فیکات بمیرم🫠
    ولی مردم🥲

    "خارج از زمان" قرار نبود انقدر عالی باشهههه😭

    اون از شروعش که هردو خط یه بار از خنده منفجر میشدم و خواهرم چپ‌چپ نگام میکرد😂
    واقعا زنده شدن جونگکوک و اون حساسیت هاش مقابل شوخی های تهیونگ خیلی جالب بود🤣

    ولی نامجون خیلی بیگناه بود این وسط😭😂 فکر کن مقام بالایی که میتونستی داشته باشی رو به خاطر یه سنجاب سلیطه پول دوست از دست بدی....هعی

    چقدر چقدر چقدر زیاااااددددد هوپگیش رو دوست داشتم🫠🫠🫠 بازم اگه هوپگی داری بده لطفا😭 بعد از "خارج از زمان" همه جا رو به دنبال هوپگی کنکاش کردم ولی بعد فهمیدم هیچکس مثل من کاپل های کمیاب نمیخونه🥲

    اونجایی که یونگی درمورد ثروتمندترین زندگی هوسوک حرف می‌زد توقع داشتم بالای سر یه گاوصندوق وایستاده باشن ولی گودال فندوق؟ فندوق؟😂 بازم فرقی نمیکنه ولی خب😂

    و اونجایی که توی فروشگاه لباس بودن...سیا دیگه 2050 دیره همین الانش بعضی ها مثل اون دختره که توالتی که جیمین متبرک کرده بود رو لیس می‌زد فیلم می‌گرفت همین طورین...

    عینک‌های جیمین، شوخی‌های تهیونگ، سیلی‌های جونگکوک و بدبختی هوسوک واقعا ترکیب بی‌نظیری برای کمدی بود
    اما نمیتونم اعتراف نکنم که با اینکه واقعا ژانر کمدی رو داشت ابدا از هیجانی بودنش کم نشده بود و ژانر هیجانی به خوبی توی فیک حفظ شده بود

    ولی واقعا سخن پایانی نویسنده رو درک کردم😐😂 خودم الان کامنت درخواستیم رو میخونم احساس کسی رو دارم که یادداشت های کلاس اولش رو میخونه😂 میدونی یکم طول کشیده بود ولی با اینکه طول کشید ارزشش رو داشت و به اصطلاح دیر و زود داشت سوخت و سوز نداشت🙂❤️

    پ.ن : تنها کسی نیستی که با خوندن کامنت درخواستیم برگات خزان شد😐😂 خودمم الان به فکری که اون زمان داشتم شک دارم😂 ولی بازم ایشالاااا از انقلاب بیست‌بیست‌وپنجت که گذشت و گردونه باز شد بازم درخواستی های برگ ریزون تر میکنم تو پاچت که فیض ببریم☺️😂

    راستی کلاغ‌های تلگرام خبر آوردن میخوای بری واتپد😈
    خوب کاری میکنی! واقعا واتپد یه کوچولو بهتره
    بخوام یه آپشنش رو بگم همین که میتونی برای هر پاراگراف فیک کامنت بذاری و مجبور نیستی توی کامنتت مشخص کنی راجب به کدوم قسمت حرف میزنی عالیه تامام🗿🤌

    پ.ن : واقعا هم از نیلیث کمک بگیر منم از اون کمک گرفتم رفتم واتپد🥹 انقدر از اپلیکیشن های ایرانی پرت شدم بیرون ناچارا رفتم تلگرام و واتپد😔🔥

    درآخر سیاشی سال نو مبارککککککک🥳 ایشالا سال جدید بازم برامون فیک‌های خوب بنویسی ماهم حمایتت کنیم و کلی موفقیت عالی کسب کنی و اتفاقای خوب برات بیفته و هرروزت یه روز پشمکی باشه و...
    آره دیگه🙂 کلا مبارک باشه🤌

    و درآخرتر اگه میشه یه اتاق خلوت جور کن باهم تهنا بشیم😈
    کلا جدای از شوخی میشه اگه ناشناس داری برام بفرستی؟ یه کار خصوصی باهات دارم🥲

    پ.ن پایانی : ببخشید انقدر طولانی شد چون سه تا کامنت رو یه کاسه کردم همین جا😂

  • Cia Moon
    9 April 25، 12:48
    Cia Moon
    سلام قربونت برممممممم
    چطوری گوگولی؟ :>
    نه نمیر، به زندگی باز گرد ما بدون اسنومن چه کنیییییمممممم؟؟! T~T
    *آماده شدن برای انجام CPR*

    نگووووووو T^T

    والا بنده خدا رسماً از لای پر قو دراومده بود افتاده بود تو بغل یکی که هی می‌مالیدش :>>
    نامجون گوگولی مظلوم بیچاره بود :>
    اشکال نداره! احتمالاً اگر قرار بود شغل جیمینو داشته‌باشه دیوانه می‌شد U_U

    ارور! هوپگی درحال حاضر موجود نیست!
    ولی قول میدم وقت کردم شارژ کنم براتون U^U

    هعی، اتفاقاً این چند وقت خیلی بحثش همه جا داغ بوده که همهههههه چیززززز ویکوک/کوکوی شده :>
    نمیگم شیپ بدیه ها! خودم که دیگه میدونین رسماً همه چیز شیپرم و میدوستمشون زیاد!
    ولی خب کاپل‌های دیگه واقعا «کمیاب» شده دیگه T~T
    ازجمله همین هوپگی! #قلب_شیکسته *گریه با مف و تف*

    به‌هرحال اونم واحد پول سنجابی به حساب میاد دیگه قبوله U_U

    آره متأسفانه.. اصلاً یه تایمی یه چنل داشتم، اخبار کیپاپ و اینا رو میذاشت. یه چیزایی توش میدیدم که پشم برام نمیموند و برای سلامت روانم پاکش کردم =|
    اینجا هم خواستم جانب احتیاطو رعایت کنم که نوشتم 2050...
    وای اون دختره رو نگو دیگه... کاش پسرام از این موجودات ناشناخته راحت میشدن :/

    موردعلاقه خودم عینکای جیمین بود واقعاً U_U
    کلاً کانسپت جیمینی که رسماً Boss Baby باشه به دلم نشست :> باز هم خواهیم داشت U^U

    قربونت بچه، خوشحالم که دوستش داشتی. امیدوارم واقعاً همون چیزی شده باشه که میخواستی و تو ذهنت بود :>

    پ.ن: نگووووو!!  ببین قبلاً گفتم باز هم میگم!
    بااینکه اولش خیلی نگران بودم که نتونم از پسش بربیام، خیلی خیلییییییی خوشحالم که چنین درخواستی دادی ^^
    واقعاً اون تایمی که بکش نشستم پاش تا تمومش کنم حسابی برام لذتبخش بود و مخصوصاً از اون چالشی که برام ایجاد کرد خوشم اومد و اعتماد به نفس توی نوشتنم رو بیشتر کرد :> 3>
    به به! از همین الان مشتاق دفعۀ بعدی‌ام که اسم شما درمیاد جیگر *اموجی شیطان با عینک آفتابی*

    کلاغاتون درست خبر آوردن U^U
    اوهوم. حالا فعلا که هیچ کامنت و بازخوردی نداشتم ولی به‌خاطر اینه که هنوز فول نشده کینگکارد اونجا. یه یه هفتۀ دیگه که فول شد و وقت کردم چندتای دیگه از کارها رو هم بذارم مطمئنم قراره ازش خوشم بیاد :>

    پ.ن: وای نیل نگو فرشتۀ نجات بگو T^T
    خیلی خوشحالم که هست تا ازش سؤال بپرسم چون کارم رو راحت‌تر کرد؛ مخصوصاً برای اینکه چی کار کنم که فیک‌ها بیشتر دیده شن و این داستانا :>

    تأخیر زیاده.. ولی سال نوی تو هم مبارک باشه جیگر سیا 3>
    ممنون گوگولی :>
    همچنین برای تو و همه! امیدوارم امسال کنار هم کلی بترکونیم و خاطرات جالب بسازیم، حتی اگر فقط از پشت گوشی و لپتاپ باشه ^^ 3>

    آره بچه البته!!
    فکر کنم ناشناسم رو پیدا کرده‌باشی، آره یا نه؟
    ولی اگر نکردی، این لینک ناشناس تلگراممه:
    https://t.me/HidenChat_Bot?sart/6288138328
    اگر دوست داشتی و راحت بودی، به این آیدی هم میتونی پیام بدی: Querencia_03

    پ.ن: اوکیه بچه :>
    فقط دیگه شرمنده کامنتای طولانی یکم جواب دادنشون سخت میشه برای همین دیرتر جوابشون میدم T^T
  • Hanni
    13 February 25، 00:15
    Hanni

    سلامممم خوبیییییییییییی؟؟؟؟میگم فیک جسارت رو لینکشو بهم میدی لطفااااا خیلی دوستش دارم و خیلیم دنبالش گشتم فهمیدم نویسندش توییییییییی

  • Cia Moon
    24 February 25، 09:48
    Cia Moon
    سلام قشنگم ^^
    آمم.. خب راستش تا جایی که یادمه فیکی به اسم جسارت ندارم. ممکنه اشتباهی آدرس منو بهت داده باشن، ولی از این اشتباه ممنونم و خوشحالم که اینجایی ^^ 3>
    بهرحال، میتونی یه خلاصه از فیک بدی؟ شاید بقیه بچه‌های اینجا بدونن دنبال کدوم فیکی و بتونن کمکی کنن :>
    میتونی هم توی قسمت چت-روم (بالای صفحه اصلی، سمت چپ، توی منوی اصلی) کامنت بذاری. کامنتای اون قسمت آزاده و بلافاصله ارسال میشه و بچه ها اونجا زیاد به هم فیک معرفی میکنن یا لینک میفرستن. شاید تونستن کمکی کنن ^^
  • Stardust✨
    22 January 25، 23:17
    Stardust✨

    ای خوداااااا🥲😭

    این چقدر گودوعههه عژم‌ژکژویمویوبوز....

    مژ‌یکژوزمویمیوژمبویموزکبوزکز.....

    کییککیخژنیپیمژنیهسعاژدژمیمیحسحکی....

    هوپگیی🥲😭🌚🤌🏻

    چقدر پوسترش خوشگلههه🤌🏻🤌🏻

    اومایییی گاااددد...

    چقدر من این ژانرا رو دوست>>>

    خیلی دستت درد نکنه خسته نباشی اونی🎀🫂😭🤌🏻

    درخواست دهنده عزیزم،عشق منی،،به خدا اصلا این کاپل و این ژانرا🤌🏻🤌🏻>>>>>>>(و این علامت بزرگتر ها تا دم پادگان تهیونگ ادامه دارن...)

     

    چقدر این ژانرا رو دویت دارم،،چقدررر خلاصش خوشگلهه،چقدرررررر دوست دارم بخونمش ولی نمیتونم جا ندارم،ای کا شمیشد فیکاتو به طور همینجوری نوشته هم میتونستی بزاری یه چیزی مثل واتپد،،،که کسای یکه نمیتونن دانلود کننم گناه دارن،،بتونن بخونن...:`)

    (درکمال پررویی خیلی خیلی زیاد،اگه کسی واقعا وقت آزاد داشت،و تواناییشو،و حالا هرچی که نیازه ،،،تو چت روم ای کا شمیشد متن این فیکو کپی..._وایسا نمیشه از فیک کپی کرد متنشو نه؟....:(_حالا هیچی بیخیال الان دقت میکنم میبینم خیلی درخواست عجیب و مسخره ای بود...نادیدش بگیرید گایز:>)

  • Cia Moon
    24 February 25، 10:24
    Cia Moon
    حیحی :>
    راستش فکر میکردم درخواستی تو قراره طولانی‌ترین گردونه باشه ولی این یکی زد رو دستش تو این مورد...
    آرههههه. هوپگی، خوشحالم درخواستی هوپگی بود خیلی دوستشون دارم عرررر T^T
    بذار هم پوستر هم قلب کسی که پوسترو زده بهت تقدیم کنم ستاره کوچولو U_U

    وای دقیقا دیدی چه ژانرایی خواسته بود :> ترکیبشو دوست داشتم واقعا!
    تشکر تشکرررررر ^^ 3>
    دقیقا همونجا که تو صفحه گردونه گفته بود من کاپل تکراری میخوام باید میفتادم به پاش و بر دستش بوسه مینهادم که بخدا با هیچ کاپل دیگه‌ای این کار خوب درنمیومد T^T
    (وای وای، نگو پادگان تهیونگ که با این عکسایی که از خودش پست کرده من و هم اتاقیم هزاران بار جامه دریدیم T~T این چی بود آخه مردددددددد.. ما قراره با این حجم از بازو چه کنیم تو 2025!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

    والا یه اکانت واتپدم دارم ولی کاملا بلااستفادست... و صادقانه اگر قرار باشه برم واتپد شاید اصلا وبلاگو بیخیال شم. (پ.ن: میدونم همینجوریشم این چند وقت اصلا نیستم و صد سال به صد سال میام ولی خب... میدونی کلا تو واتپد بازخورد خیلی بیشتر از وبلاگ و تلگرامه از اون نظر میگم. بخوام به اونجا برسم، دیگه واقعا کوچکترین وقتی برای این دوتا نمیمونه)

    (راستش میتونست فکر خوبی باشه ولی فایلای pdf من جوری‌ان که امکان کپی کردن متنشون نیست :>)
  • عمه ی ساداتتتتتت بی قرارهههههههههه
    22 January 25، 16:40
    عمه ی ساداتتتتتت بی قرارهههههههههه

    خسته نباشی ما کویین:>>

    (دارم می‌رم بخونمش)

  • Cia Moon
    24 February 25، 10:24
    Cia Moon
    تشکرات حمایتگر همیشگی :>> 3>
    (نوش جون باشه ^^)
  • سوی کویینی
    1 January 25، 21:56
    سوی کویینی

    من وقتی مقدمه رو خوندم:چقد هوسوک این فیکشن وایب هوسوک ملودی شیطانی رو میده
    من بعد خوندن کل فیکشن:چقد عاشق سپ این فیکشن بودم :`))))))
    سلاااااااااااام کویینی جونم
    اعتراف میکنم همون روزی که گذاشتیش روز بعدش تمومش کردم ولی گشادی نمیزاشت بیام کامنت بدم😂😭
    «اگه واحد پول سنجابی بلوط و فندق باشه،تو الان بیل گیتس سنجاب‌هایی»
    چقد سر این جمله خندیدم🤣🤣🤣🤣🤣
    خیلی خوب بود کویینی جونم.خیلی این فیکشنو دوست داشتم😁
    امیدوارم همین جوری پر قدرت ادامه بدی و ما هم چیزای خفن مثل این ازت ببینیم :`)))))

  • Cia Moon
    10 January 25، 11:36
    Cia Moon
    وای وای، خودم عاشق هوسوک و تهیونگ این یکی بودم :>
    با هوسوکم خیلی حس همزادپنداری داشتم، مخصوصا سر تیکه "این کیف پوله یا پیاز" U_U
    درود به تو بچههههههه حالت چطوره؟ خوبی خوشی سلامتی؟ ^^ 3>
    فدای سرت مادر U^U
    حالا چطور بود بنظرت؟
    متاسفانه من حتی با واحد پول سنجابی هم نمیتونم بیل گیتس باشم T^T
    حتما حتما U^U
    سیا اینجاست که تمام تلاشش رو برای کارهای گودو و گوگولی تو سال 2025 بکنه :>
    شاید نیمه-کمدی های بیشتری ازم ببینین ^^
  • Snowman
    31 December 24، 17:56
    Snowman

    عه اینجا رو
    عه اینجا رووو
    عه اینجا رووووووووو
    من اصلا دارم جیغ نمیکشم از ذوق🥹🥹🥹

    عجب کاوری!
    عجب فیکی!
    عجب نویسنده‌ای!

    ولی بزارین هم گریه کنم هم بخندم
    چون که من بدبخت ساقط شده دیگه موبایل ندارم که بتونم ذخیرش کنم و بخونمش...🔫😐😭
    عی‌خدااااا😭😭😭

    پ.ن : حتی اون ایموجی‌های کیوت محبوبم رو هم ندارم...*قلب شیکسته*

    ولی سیاشی احساس میکنم سر نوشتنش اذیت شدی
    خسته نباشی زیبا
    و امیدوارم حین نوشتنش بهم فحش نداده باشی با این درخواستیم🗿😂

    ولی عجب چیزی شدههههه...
    میرم هرطوریییی که شده میخونمش
    همه این مدتی که منتظرش بودم ارزشش رو داشت🥲💋

    هرچند حس میکنم پاقدمم شوره (شومه‌؟ یا شوره؟°-°)
    پ.ن : از خوشحالی زده به سرم چرت و پرت میگم
    منظورت از تغییرات چیه؟
    میخوای چی‌کار کنی؟.........
    تغییرات توی قلمت یعنی چی؟ و فیکای اینجا؟
    چرا خوشی اومدن "خارج از زمان" تبدیل به استرس شد؟

    اصلا تغییرات خوب یا بد؟

    چه‌خبره؟ چه‌خبرتونه؟

    ولی واقعااااا ممنونم
    بزار ماچت کنم...لپت رو یا یه جای دیگه رو😔💋
    خیلی مرسی
    فداتم بشم
    بابت این درخواستی طولانی هم ببخشید که اذیت شدی
    و اینکه برم دنبال یه راهی بگردم بخونمش🥲😭

  • Cia Moon
    10 January 25، 11:47
    Cia Moon
    آرهههه بالاخره
    ببخشید که انقدر طولانی شد بچه T^T
    یه مدت خیلی شرایط درستی برای نوشتن نداشتم ولی امیدوارم حالا که تموم شده دوستش داشته باشی و همونی شده باشه که میخواستی :>

    ای واییییی چرا مادررررر؟
    پ.ن: چه خبره چرا این چند وقته موبایل همه داره به سرزمین توریستی میرههههه؟!؟!

    اذیت که نشدم، ولی باید اعتراف کنم سر داستانش یکم استرس داشتم :> نمیدونستم خوب از آب دربیاد یا نه
    حالا هر وقت تونستی بخونی لطفا نظرتو بگو ببینم چطور شده به نظرت... اگه مشکلی چیزی داشته هم حتمااا بهم بگو خب؟
    تعارف نکن! میخوام برای کارهای بعدی حواسم به نکاتی که میگین باشه که فیکای بعدی خوب از آب دربیان ^^ 3>

    اتفاقا توی تلگرام و اینور اونور با بچه های دیگه که حرف میزنم زیاد میگم
    یکی از چیزایی که درمورد گردونه دوست دارم اینه که شماها همیشه چیزهایی ازم میخواین که امکان نداشته به ذهن خودم برسه :>
    مثلا تو نمیگفتی، شاید خودم هیچوقت این ژانرها رو با هم ترکیب نمیکردم و به همچین داستانی نمیرسیدم!
    واسه همین همیشه از همتون برای درخواستی و ایده های نابتون ممنونم ^^ 3>

    عه عه!! زبونتو گاز بگیر بچه! (ولی نه محکم، زخم میشه خون میاد..)
    این چه حرفیه که میزنی؟
    نه نه، نگران اونش نباش :>
    خودم که میگم تغییرات خوبیه ^^
    یعنی.. بخوام خلاصش کنم، تحت تاثیر رشتم (ترجمه) قلمم یک مقدار داره تغییر میکنه (مثلا ادبی تر میشه و نکاتی که قبلا رعایت نمیکردم رو الان بهتر رعایت میکنم و...)
    و خب میخوام از این به بعد این چیزها رو موقع فیکشن نوشتن هم رعایت کنم و تغییراتش اونطوریه :>

    ای بابا دارک شد که خانومم منظورت کجاست؟ U_U *لبخند شیطانی*
    نگو انقدر بچه! هی عذاب وجدان میگیرم که انقدر طول کشید، ببخشید تو رو خدا T^T
    منتظر نظرت خواهم بود :> 3>
  • Kim bora(خیار🥒)
    31 December 24، 16:54
    Kim bora(خیار🥒)

    سیا سیا سیاااتبنکقصمصحیع

    دلم برات تنگ شده بودددیپکستسجچق😭😭😭😭😭

    وای یه مدت نت نداشتم رفته بودم سفر زیارتی تفریحی گاج مارکت دات کاممم

     

    ولی به به چی میبینمممم؟

    یه مینی فیک فول از سیا با کاپل ویکوک و هوپگی و ژانرای اخرزمان و کمدییی؟

    امروز روز مرگ منههههتصمصکضکیتبهه

    سگ به شانسم که فردا امتحان فیزیک دارم

    بخدا فردا تو راه برگشت میخونمش

    وای وای سیا عاشقتمممصکققجقجچع😭😭✨🫂❤️‍🩹

  • Cia Moon
    10 January 25، 11:40
    Cia Moon
    بوراااااااا (خییااااااررررر) چطری بچه؟ :>>>
    منم همینطور بچهههههه
    تو این مدت که نبودم هر چند وقت یه بار میرفتم کامنتای کارا تو فضاییا رو میخوندم و مثل همیشه اون بین همیشه اسم تو میدرخشید :>>> 3> 3> 3>
    وای.. واقعا زندگیامون یه طوری شده که نت نداشته باشیم به فنا میریم قشنگ :/// #قلب_شیکسته

    بله درست میبینیییییی، فیک جدیدددددد!! *دست بزنید و شادی کنید* *اموجی عینک آفتابی*
    کاپلا و ژانرها رو مدیون اسنومنیم، درخواستی خفنی بود عاشقش شدم واقعا 3> U^U
    اوا.. فکر کنم دیگه شماها امتحانای آخرتون باشه آره؟ امیدوارم این دوره خیلی بتون سخت نگذشته باشه.. هر چی بوده خوب تموم شه (یا شده باشه) :>>>

    من بیشتر گوگولییییییییی T^T
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Made By Farhan